محبوب ترین نوشته ها
استان زنجان
دیوار زنجان
آشنایی کامل با اقلیم آب و هوای استان زنجان
ساختمان پزشکان زنجان
پورتال استان زنجان
طراحی سایت در زنجان
هوای زنجان
تبلیغات در سایت زنجان
مشاهده ترافیک زنجان
کانال تلگرام استان زنجان
مرکز خرید و فروش خودرو زنجان
اطلاعات عمومی استان زنجان
بانک کوثر زنجان
سایت پزشکان زنجان
تبلیغات در زنجان
درباره سایت استان زنجان
ترافیک آنلاین استان زنجان
مساحت استان زنجان
مساحت شهر زنجان
نام دیگر شهر زنجان
شهرهای زنجان
اخبار استان زنجان
بانک انصار زنجان
اذان صبح به افق زنجان
جاهای دیدنی زنجان
استان زنجان.pdf
بیمه پاسارگاد نمایندگی زنجان
سایت خبری زنجان
بازار خودرو زنجان
خرید بلیط زنجان
آژانس مسافرتی زنجان
کاملترین مقاله گنبد سلطانیه زنجان
استان زنجان و وجود ۱۷۰۰ اثر تاریخی در آن
آموزش پرورش زنجان
نقشه کامل استان زنجان
دیوارزنجان
شهرک خودرو زنجان
پرواز زنجان به مشهد
سوالات مذهبی : احکام صیغه - پاسخ به سوالات شرعی
بازار آنلاین زنجان
کد پستی استان زنجان و شهرهای زنجان
هلال احمر زنجان
مجوز پورتال استان زنجان
جمعیت استان زنجان
جمعیت شهر زنجان
زبان مردم زنجان
بانک استان زنجان
بانک مهر اقتصاد زنجان
تفرجگاه های زنجان
تبلیغات اینترنتی در استان زنجان
فروشگاه اینترنتی کتاب زنجان
نرخ کرایه تاکسی ها در زنجان
فروشگاه صنایع دستی زنجان
نقشه آنلاین ترافیک+زنجان
زنجان دومین تولید کننده گوشت بوقلمون در ایران
سینما بهمن زنجان
مواد مخدر گل تهدیدی برای بانوان و جوانان استان زنجان
زنجان جز استان های کم حاشیه کشور است
شایعه کودک ربایی در زنجان و قتل در زنجان
ترفندهای کامپیوتر: چگونه یک رمز عبور ایمن انتخاب کنیم؟
ترفندهای کامپیوتر: استخراج صوت از ویدئو با VLC
رازهای اینترنت: تفاوتهای بین گوگل ارث و گوگل مپ
سوالات مذهبی : خارج شدن زن از منزل بدون اذن شوهر چه حکمی دارد؟ - پاسخ به سوالات شرعی
پیوندها
بازدیدها
بازديد امروز :10387
بازديد ديروز :12480
بازديد کل :5334836
RSS
۱۳۹۶/۰۵/۲۵

سفارش دوستانه ما این است که به جای وقت گذاشتن در تلگرام و اینستاگرام و دیگر شبکه های اجتماعی، حتما زندگی نامه و بیوگرافی افراد موفق را مطالعه کنید تا بتوانید مثل آنها نتیجه مطلوبی را در زندگانی خود ایجاد کنید. خواندن بیوگرافی و زندگی نامه افراد موفق، باعث می شود که بتوانیم از عصاره تجربیات کسانی که پس از سال ها تلاش بی وقفه، به نتیجه ایده آل رسیده اند استفاده کنیم.


 

رستم
نماد قدرت ملي ايرانيان

 

نام رستم دو بهر مى‏باشد .بهر نخست از واژه رئوذ به معنى بالش و نمو است .روى در فارسى كه به معنى چهره و صورت ظاهر است كه كلمه مذكور از ريشه فعل رئود كه به معنى باليدن است مى‏باشد .از همين واژه رستن و روئيدن مى‏باشد .بهر دوم از واژه تهم است (-تهمتن )بنابر اين رستم درست به معنى تهمتن است يعنى كشيده بالا وبزرگ‏تن و قوى پيكر ،بسا در فرهنگها رستهم ضبط شده كه به خوبى بهر دوم اسم محفوظ است .(يشتها .ج 2،ص 139)«رستم جهان پهلوان -پور زال دستان پور سام سوار پور نريمان پشت و پناه ايرانيان نماينده فرّ و شكوه ايران باستان ،به تن چاره جوى و به دل مهربان ،نمونه بزرگوارى و شرف و افتخار ،فدايى ايران ،دوست فروتنان و درماندگان و دشمن دروغ و كژى و پيمان شكنى .تهمتن .پيلتن .شيرگير ،شيرخوى ،ديوبند ،خداوند رخش ،يل شيراوژن تاجبخش ،بازوى ايران ،اميد ايران ،نويد ايران ،سپهدار سپهكش ،شيرفش تندر بانگ آذرخش خشم ،راست گفتار راست كردار نيكو انديش .پيل رفتار بر آرنده نهنگان ز درياى نيل .


براى نخستين بار از رستم سردار نامى يزدگرد سوم نام برده شده است .در شاهنامه آمده است چون سعد وقاص براى جنگ به سوى ايران آمد يزدگرد سوم :رستم پسر فرخ هرمزد بود كه از او در شاهنامه به نام فرخ زاد ياد شده است .(-فرخ زاد )رستم در زمان يزدگرد سوم نايب السلطنه حقيقى ايران محسوب مى‏گشت ،وى مردى صاحب نيروى فوق العاده و مديرى با تدبير و سردارى دلير بود .او كاملاً از خطر عظيمى كه در نتيجه حمله عرب به كشور ايران روى آورده بود ،اطلاع داشت ،پس فرماندهى كل نيروى لشكرى را به عهده گرفت و در دفع دشمن جديد كوششى دليرانه كرد .سپاهى بزرگ در پيرامون پايتخت حاضر شد .امّا خليفه عمر دست پيش انداخت .در سال 636(م )سپاه ايران ،در قادسيه ،نزديك حيره با سعد بن وقاص سردار عرب روبرو شد .جنگ سه روز طول كشيد و به شكست ايرانيان خاتمه يافت .رستم كه شخصاً حركات افواج ايران را اداره مى‏كرد ،و در زير نشسته و درفش كاويان را در برابر خود نصب نموده بود ،كشته شد ،و درفش كاويان (-كاوه آهنگر )كه نمودار شوكت و قدرت ايران بود ،به دست عرب افتاد .(ايران در زمان ساسانيان .ص 525)


-پسر زال و رودابه است .هنگامى كه زال به پدر خود سام نريمان نامه نوشت تا تا از او براى پيوند با رودابه اجازه بخواهد ،سام از ستاره‏شناسان سرانجام اين پيوند را پرسيد و آنان پس از آنكه چندى راز آسمان را باز جستند به وى پاسخ دادند ؛ستاره شناسان مانند اين پاسخ را به منوچهر شاه نيز دادند :پيوند زال و رودابه انجام شد و رودابه باردار گشت و رنج باردارى خود را براى مادر چنين بر مى‏شمرد ؛و چون زمان زادن فرا رسيد ،رودابه به از هوش برفت و زال هراسان سيمرغ را به يارى خواند و سيمرغ حاضر آمد و زال را دلدارى داد :اما سيمرغ زال را گفت كه فرزند رودابه :تا پهلوگاه رودابه را بكافد و بچه را از پهلوى وى بيرون كشد و جاى زخم را بدوزد و گياهى را كه سيمرغ به وى مى‏دهد با شير و مشك بياميزد و بكوبد و در سايه خشك كند و بر آن نهد .زال نيز چنين كرد و موبدى هنرمند و دانا را فرا خواند و موبد :و چون رودابه به هوش آمد و فرزند را ديد :آنگاه از روى اندام رستم پيكره‏اى از حرير بساختند و درون آن را با موى سمور بياگندند و رخ وى را بر آن آراستند و آن پيكره را كه سنانى زيركش و در دستى كوپال داشت بر اسب نشاندند و عنان به دست چپ وى دادند و به نزد سام فرستادند و چون سام اين پيكره را ديد شگفتيها نمود كه «مرا ماند اين پرنيان گفت راست ».


ده دايه به رستم شير مى‏دادند و چون وى را از شير باز گرفتند خوراك وى ،غذاى پنج مرد بود و هنگامى كه از هشت سالگى گذشت سام ديدار رستم را به زابلستان آمد .پيلى را بياراستند و بر آن تختى زرين نهادند و رستم با آن زور بازو و يال دلاورانه ،تاج بر سر و كمر بسته با گرزى گران بر آن نشست و :نخستين كار پهلوانى رستم هنگامى رخ داد كه شبى پيلى سپيد كه از آن زال بود رها شد و به مردم گزند رساند .رستم آگاه شد و گرز سام را برگرفت و با آنكه كسان راه را بر وى گرفتند رستم آنان را براند و زنجير و بند سراى را در هم شكست و تازان به سوى ژنده پيل رفت و پيل را با ضربت گرز بر زمين افكند و كشت و باز -گشت ،روز ديگر زال را از اين داستان آگاه ساختند و او رستم را فراخواند و ستود و به رفتن به كوه سپند و گشودن دژ آن و گرفتن انتقام خون نريمان فرمان داد .

 

 

رستم جامه ساروانان پوشيد و تنى چند از خويشان را بر گرفت و با كاروانى كه نمك بدان دژ مى‏برد رهسپار كوه سپند گشت و گرز خود را در بار نمك پنهان ساخت و شادمان به دروازه دژ سپند رسيد و به درون دژ راه يافت و به نزد مهتر دژ شتافت و زمين بوسه داد و نمك بدو هديه بخشيد و سپس به فروختن نمك پرداخت و چون شب فرا رسيد جنگ در پيوست و بامدادان :رستم ،گنجينه دژ را گشود و نامه‏اى به زال نوشت و از پيروزى خود او را آگاه ساخت و سپس با گنجهاى فراوان به نزد وى شتافت .


سالها بر اين بر آمد تا آنكه افراسياب براى سومين بار پس از درگذشت «زو »به ايران تاخت و ايرانيان هراسناك به نزد زال آمدند و او را سرزنش كردند .


و زال با آنان از پيرى خود سخن گفت و رستم را زيبنده كلاه مهمى دانست و جهان -پهلوانى را به وى ارزانى داشت و او را گفت :و از دلاوريهاى خود در كشتن پيل سپيد و دژ سپند ياد كرد و افزود :زال گله اسبان را فراخواند اما هيچ اسبى تاب رستم را نداشت تا آنكه از كابل فسيله‏اى آوردند كه در آن ماديانى بود كه در پى كره‏اى داشت كه رخش خوانده مى‏شد و رستم اين كره را برگزيد (رخش )و از اين پس رخش يگانه مركب رستم بود .


رستم به فرمان زال به البرز كوه رفت تا كيقباد را كه زال و بزرگان او را به پادشاهى برداشته بودند به ايران آورد .رستم در راه به طلايه داران ترك برخورد و با آنان جنگيد و ايشان را به گريز واداشت و چون به نزديكى البرز كوه رسيد مجلسى از بزرگان آراسته ديد .بزرگان او را به آسودن و مى نوشيدن فراخواندند ولى رستم پاسخ داد :در همين بزم بود كه رستم كيقباد را يافت و شناخت و با وى به سوى ايران بازگشت در نزديكى سپاه ايران ،قلون تورانى راه را بر آن دو بست و رستم با وى در آويخت و او را كشت .


در نخستين لشكر كشى كيقباد براى نبرد با افراسياب ،رستم پيشرو سپاه وى بود و چون نبرد قارن را با شماساس تورانى ديد و دريافت كه «چگونه بود ساز ننگ و نبرد »به پيش زال رفت و از او درباره افراسياب پرسيد و به نبرد با وى شتافت و چون افراسياب را يافت با وى درآويخت و او را از پشت زين بر گرفت تا به نزد كيقباد برد .و پس از همين حادثه بود كه پشنگ به كيقباد پيشنهاد آشتى داد و جيحون بار ديگر مرز دو كشور شناخته شد اما رستم با آشتى همداستان نبود و از كيقباد مى‏خواست كه «مجوى آشتى در گه كارزار ».


كيقباد براى بزرگداشت دلاوريهاى رستم ،عهدى نگاشت و نيمروز و زابلستان تا رود سند را به رستم بخشيد و او را تاج و كمربند زرين دارد .چون كيكاوس به پادشاهى نشست و انديشه رفتن به مازندران گرفت ،ايران را به ميلاد سپرد و از او خواست .


چون كاوس در بند ديوان مازندران گرفتار آمد و نابينا شد ،فرستاده‏اى به نزد زال و رستم فرستاد و از آنان يارى خواست و زال رستم را گفت :و رستم به فرمان زال ،از راهى كوتاه ولى پرفراز و نشيب كه جايگاه ديوان و شيران و تا مازندران چهارده منزل بود ،رهسپار رهانيدن كاوس گشت و پس از آنكه دو منزل راه پيمود ،در نيستانى كه كنام شير بود بر آسود و بخفت و چون شير باز آمد و رستم را در جاى خود خفته يافت نخست با رخش درآويخت ؛اما رخش شير را كشت بى آنكه سوار خود را بيدار كرده باشد و اين نخستين خان از هفتخوان رستم در مازندران بود .


سپيده دم روز ديگر ،رستم به راه افتاد و به بيابانى گرم و سوزنده رسيد كه «ز گرما و از تشنگى شد ز كار »و بر خاك گرم افتاد و در حالى كه زبانش از تشنگى چاك چاك شده بود با خداى به راز و نياز پرداخت كه ناگهان ميشى نيكو سرين پديد آمد و رستم انديشيد كه اين ميش را آبشخورى است .پس او را دنبال كرد تا به چشمه‏اى رسيد و خداى را سپاس گفت و بدين سان دومين خان سفر را در پشت سر نهاد (كه اين امر را مى‏توان نمودار ،فره ايزدى رستم دانست .).


رستم در چشمه سر و تن بشست و بخفت اما اين بار جايگاه خواب رستم ،مكان اژدهايى بزرگ بود .اژدها در تيرگى شب سه بار آشكار شد ولى تا رخش وحشتزده رستم را بيدار مى‏كرد و رستم چشم مى‏گشود اژدها نهان مى‏گشت .اما در آخرين بار كه رستم خشمناك با رخش بر مى‏آشفت :و با اژدها در آويخت و به يارى رخش كه كتف اژدها را دريده بود ،بر اژدها پيروزى يافت و او را كشت و خان سوم را پشت سر نهاد و به راه خود ادامه داد تا آنكه شب هنگام به كنار چشمه‏اى رسيد و فرود آمد كه جايگاه زنى جادوگر بود :رستم به مى‏خوردن و رود نواختن پرداخت و زن جادوگر خود را به سيماى ميگسارى جوان درآورد و به نزد رستم آمد اما چون رستم جامى شراب بدو داد و از خداى نيكى دهش ياد كرد ،سيماى زن جادوگر ،دگرگون و سياه گشت و رستم او را در بند كشيد و از وى خواست تا چهره واقعى خود را بنمايد و زن ،به صورت ژنده پيرى زشت و پليد نمايان گشت و رستم ميانش را به خنجر به دو نيم كرد و از آنجا روى به راه آورد .


چون رستم خان چهارم را پشت سر نهاد ،به بيابانى تيره و تاريك رسيد و از آن گذشت و به روشنايى در آمد و رخش را رها ساخت و خود بر آسود اما دشتبان رخش را در مرغزار يافت و به سوى رستم و رخش شتافت و چوبى بر پاى رستم نواخت و او را پيدا ساخت .


و رستم خشمناك شد و بى آنكه سخن بگويد دو گوش دشتبان را بر كند و دشتبان نالان به نزد اولاد ،پهلوان آن مرز شتافت و از او يارى خواست و اولاد ،سپاهى بر گرفت و با رستم به نبرد پرداخت (و اين پنجمين خان سفر رستم بود )اما رستم سپاه اولاد را پراكنده ساخت و اولاد را در كمند خويش گرفتار ساخت و او را پياده ،كشان ،با خود ببرد و با وى بر آن نهاد تا اولاد جايگاه كاوس و ديو سپيد و ارژنگ ...


را به وى بنماياند و او نيز پس از پيروزى ،پادشاهى مازندران را به اولاد بخشد و بدين سان اولاد راه خانه ديو سپيد و همچنين زندان كاوس را به رستم نشان داد تا آنكه رستم به «كوه اسپروز »رسيد كه قرارگاه ارژنگ ديو بود (و ششمين خان سفر .)رستم گرز سام را برگرفت و اولاد را بر درختى بست و به سوى ارژنگ روى آورد و با وى درآويخت و :و پس از اين پيروزى ،به جايگاه نخستين ،باز آمد ،اولاد را رها كرد و با او رهسپار زندان كاوس در مازندران گشت و كاوس را يافت و از كاوس نشان جايگاه ديو -سپيد را گرفت و دانست كه درمان چشم كاوس «به خون دل و مغز ديو سپيد »است .


رستم هفتمين خان سفر را آغاز كرد و از هفت كوه گذشت تا به غارى رسيد كه ديو سپيد در آنجا بود ،پس درنگ كرد تا روز فرا رسيد و ديوان را گاه خواب فراز آمد ،آنگاه رستم به ديوان حمله برد و بسيارى از آنان را كشت و ديگران گريختند و رستم به جايگاه ديو سپيد راه يافت و با او در آويخت .


و به نزد كاوس شتافت و او را از كشته شدن ديو سپيد آگاه كرد و خون ديو سپيد را در چشم كاوس چكانيد و او بينايى خود را بازيافت و رستم را ستودن گرفت و نامه‏اى به شاه مازندران نگاشت و او را به جنگ فراخواند و نامه را به رستم داد و رستم رهسپار درگاه شاه مازندران گشت .بزرگان مازندران او را پذيره شدند و رستم قدرت نمايى را ،درختى بر كند و به سوى آنان پرتاب كرد كه بسيارى از سواران در زير شاخه‏هاى درخت ماندند و چون سوارى براى آزمايش رستم دست وى را فشرد ،رستم خنديد و :و پهلوانى ديگر به نام «كلاهور »را نيز به همان سرنوشت دچار ساخت (كلاهور )و به نزد شاه مازندران رفت و شاه مازندران از بيم ،او را در پيش خود نشاند و گرامى داشت ؛اما چون پيشنهاد كاوس را نپذيرفت و پيام وى را بدرشتى پاسخ داد ،رستم برخاست و رو به راه نهاد و خلعت شاه مازندران را نيز نپذيرفت :و به نزد كاوس باز آمد و سپاه آراست و به جنگ شاه مازندران روى آورد و پس از آنكه «جويان »پهلوان مازندران را مغلوب ساخت ،نيزه‏اى برگرفت و به شاه مازندران حمله برد و :پس رستم آن سنگ را برگرفت و به پيش سراپرده شاه آورد و آن را به ايرانيان سپرد و شاه مازندران را گفت كه يا سنگ را با گرز خرد خواهد كرد يا خود را بنماياند و شاه مازندران از بيم خود را نمود و رستم او را دستگير ساخت و به سوى كاوس روى نهاد :و كاوس فرمان داد تا شاه مازندران را كشتند و به تقاضاى رستم ،اولاد را فرمانرواى مازندران ساخت و خود رستم را هديه‏هاى بيشمار داد و رستم به نيمروز باز گشت .


كاوس به يارى پهلوانان خود جهانگشاييها كرد و به هاماوران رفت ولى در هاماوران شاه يمن او را فريفت و به زندان افگند و از سوى ديگر افراسياب به ايران تاخت و زن و مرد و كودك ايرانى را بنده ساخت و مردم ايران به سوى زابلستان روى نهادند و به نزد رستم آمدند :و رستم پس از آنكه از كار كاوس و سپاهش بنيكى آگاه گشت و از كابل ،سپاه خواست و آماده نبرد شد ،نامه‏اى به كاوس نوشت و نامه‏اى براى شاه هاماوران فرستاد و از وى خواست تا كاوس را رها سازد :شاه هاماوران درخواست رستم را نپذيرفت و او را به نبرد فراخواند و رستم با او پيكار كرد و شاه هاماوران از وى گريخت و از شاهان مصر و بر بر يارى خواست و آنان وى را به سپاه كمك كردند و رستم كه پيمان شاهان سه كشور را ديد ،نهانى كس به نزد كاوس فرستاد و گفت كه چون از جان وى بيمناك است نمى‏خواهد با اينان بجنگد اما كاوس رستم را به نبرد فرمان داد و رستم نبرد آغاز كرد و شاه شام را گرفتار ساخت و شاه هاماوران چاره‏اى جز آشتى نيافت و پذيرفت كه كاوس و پهلوانان ايرانى را رها سازد .


رستم نيز چون كاوس آزاد شد گنج سه پادشاه مصر و بربر و هاماوران رابه سرا پرده كاوس برد .


پس از رهايى كاوس ،افراسياب به نبرد با وى پرداخت اما سپاهش آسيب فراوان ديدند و افراسياب كه رستم را عامل شكست خود مى‏دانست سپاه خويش را گفت كه هر كس رستم را گرفتار سازد :اما كسى را ياراى برابرى با رستم نبود و سپاه افراسياب سرانجام شكست خوردند و گريختند و كاوس جهان پهلوانى به رستم داد .اما چون كاوس به آسمان پرواز كرد و در بيشه شير چين آمل فرود آمد ،رستم او را از اين كار نكوهش كرد .


نام ديگر رستم برادر زاد فرخ از سرداران خسروپرويز كه با دوازده هزار سپاه سر از فرمان خسرو پرويز پيچيد .


همچنين پسر هرمزد و از سرداران يزدگرد سوم كه به فرمان يزدگرد به رويارويى با سعد وقاص شتافت .رستم كه دانايى هوشمند و ستاره شناسى خردمند بود ،سى ماه در قادسيه با تازيان جنگيد اما سرانجام چون راز اختران را دريافت و دانست كه شكست خواهد خورد نامه‏اى به برادر خود نوشت و او را از آينده ايران و سپاه آگاه ساخت .


تازيان به رستم پيشنهاد كرده بودند كه از قادسيه تا رود فرات را به ايرانيان ببخشند و از آن سو ايشان را باشد تا از شاه ايران فرمانبردارى كنند اما رستم مى‏انديشيد :رستم در نامه خود برادرش را به فرمانبردارى از يزد گرد و يارى دادن به وى سفارش كرد و افسوس خورد :رستم فرستاده‏اى نيز به نزد سعد فرستاد و آشتى جويى كرد ولى پاسخ سعد موافق خواست وى نبود بنابر اين تصميم به ادامه نبرد گرفت و براى سعد پيغامى ديگر فرستاد .پس سپاه آراست و سه روز با تازيان كه تنها در انديشه اشغال سرزمينهاي آباد و سرسبز ايران زمين بودند به نبردى سخت پرداخت آنچنانكه و سرانجام رستم با سعد به نبرد تن بتن پرداخت و اسب سعد را بكشت و سعد پياده شد و رستم براى آنكه كار وى بسازد از اسب خود فرود آمد ولى در ميان گرد و خاك نبرد ،لحظه‏اى از سعد غافل شد و سعد دشنه اي بر پيكر سردار دلاور ايران فرو برد و وي را بكشت :و با كشته شدن رستم ،شكست در سپاه ايران افتاد و لشكريان رستم به بغداد نزد يزدگرد رونهادند .رستم در تمامي شخصيتهاي تاريخي ايران به عنوان نماد بزرگي و شكوه و قدرت ملي ايرانيان محسوب مي شود و به همين دليل است كه بعد از حمله اعراب آرامگاه شاهنشاهان هخامنشي در كوه مهر به نام نقش رستم شناخته شد . زيرا به باور ايرانيان آرامگاه داريوش بزرگ به عنوان نماد تبلور يافته در نام بزرگ رستم در طول تاريخ ايران بوده است .


رستم در سن ششصد سالگی به نیرنگ نابرادریش شغاد درون چاه افتاد و به همراه اسب خود رخش از دنیا رفت البته او قبل از مرگ با یک تیر برادرش شغاد را کشت. تیر رستم از درخت عبور کرد و باعث دوخته شدن شغاد به درختی شد که پشت آن پنهان شده بود.

forum.downloadha

پایان مطلب درباره بیوگرافی و زندگی نامه افراد مشهور و موفق/ موفق باشید...

برچسب ها  


دیدگاه های شما - بیوگرافی و زندگی نامه : رستم دستان


نام شما


آدرس ایمیل


آدرس وب سایت


متن نظر




لطفا کد مشاهده شد در تصویر را وارد نمایید





Loading...
دما هم اکنون ۱۳ °C
دمای زنجان در ساعات آینده


آخرین مطالب
نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه زنجان: آبروداری و حفظ حرمت در جامعه ضروری است
رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان زنجان خبر داد: وجود بیش از ۲۰ خیریه سلامت در استان زنجان
محفل بزرگ انس با قرآن در شب میلاد پیامبر(ص) برگزار می شود
سرپرست مرکز مدیریت پیوند وزارت بهداشت: تخت‌های دیالیز در کشور افزایش داشته است
مدیرکل اوقاف استان زنجان خبر داد: برگزاری برنامه های هفته وحدت در ۳۲ بقعه متبرکه زنجان
رئیس جهاد کشاورزی استان زنجان: ۵۲ هزار هکتار از اراضی کشاورزی زنجان به آبیاری نوین مجهز شد
صفحه اول روزنامه های استان زنجان ۳۰ آبان ۱۳۹۷
دریافت شماره شبا
درگفتگو با مهر عنوان شد: هفته وحدت بهترین فرصت برای تقویت اتحاد بین مسلمانان است
نماینده مردم استان زنجان در مجلس خبرگان رهبری: رسالت رسانه دینی تبیین سیاست‌های کلان نظام است
دستگیری شکارچیان آهو در زنجان
مدیر کل تعزیرات حکومتی زنجان: برخورد جدی با قاچاقچیان سوخت در زنجان
مدیرکل تبلیغات اسلامی استان زنجان: سنگرهای تبلیغی و دینی را تقویت کنیم
رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان زنجان: مناطق آسیب پذیر را شناسایی کنیم/ امور فرهنگی در اولویت
صفحه اول روزنامه های استان زنجان ۲۹ آبان ۱۳۹۷
قندی که کام ها را تلخ می کند
عمل پیوند کلیه از بیمار مرگ مغزی در زنجان امکان پذیر است
تامین اجتماعی زنجان 14 میلیارد ریال صرفه جویی کرد
رفتار خشونت آمیز با حیوانات به دور از انسانیت و جرم است
1878نفر از مددجویان کمیته امداد زنجان تسهیلات دریافت کردند
فرمانده سپاه انصارالمهدی (عج) استان زنجان: نیاز امروز به بسیج بیش از گذشته است
رئیس فدراسیون دوومیدانی: «مطالعه تطبیقی» رویکرد امروز فدراسیون است
رئیس هیئت دوومیدانی استان زنجان: شهرستان‌ها نیاز به تجهیزات دوومیدانی دارند
رئیس کل دادگستری استان زنجان: اولین اولویت در دستگاه قضایی زنجان دادرسی عادلانه است
وقوع وزش باد در زنجان
مدیرفرودگاه زنجان: پروازهای فرودگاه زنجان برقرار می شود
صفحه اول روزنامه های استان زنجان ۲۸آبان ۹۷
مدیرکل راهداری استان زنجان خبرداد: توزیع ۳ هزار جفت لاستیک در ناوگان حمل ونقل جاده ای زنجان
مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان زنجان آموزش امدادی در استان زنجان جا نیفتاده است
فرمانده انتظامی استان زنجان: اعضای باند شرط بندی آنلاین ناکام ماندند
مدیرکل تعزیرات حکومتی استان زنجان: ۴۶۱ واحد صنفی متخلف در زنجان شناسایی شده است
مدیرکل تبلیغات اسلامی استان زنجان خبر داد: رونمایی از نرم افزار قرآنی تحدیر قرآن کریم
صفحه اول روزنامه های استان زنجان ۲۰ آبان ۱۳۹۷
رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی استان زنجان: تبدیل دانش تئوری به دانش عملی را دنبال می کنیم
فرمانده انتظامی استان زنجان خبرداد: کشف ۶ کیلو تریاک در سلطانیه
کشت کلزا در زنجان به ۴ هزار هکتار می رسد
مدیر کل گمرک استان زنجان: صادرات صنایع‌دستی زنجان از گمرک ممنوعیت ندارد
رئیس کل دادگستری استان زنجان : وکلا بازوی توانمند دستگاه قضایی برای دادرسی عادلانه هستند
در مناطق روستایی زنجان؛ واگذاری مسکن به خانواده های دارای دو معلول ۱۰۰ درصد محقق شده است
صفحه اول روزنامه های استان زنجان ۱۹ آبان ۹۷
keyboard_arrow_up